خانه / چهره های ایرانی / یک هفتـه و چند چهره؛ پناهیِ بی پناه و اسـتتار مرتضوی به همراه توضیحات

یک هفتـه و چند چهره؛ پناهیِ بی پناه و اسـتتار مرتضوی به همراه توضیحات

یک هفتـه و چند چهره؛ پناهیِ بی پناه و اسـتتار مرتضوی ، عکس های شخصی پناه باقریان + بیوگرافی و عکس های خانوادگی پناه باقریان ، کانون کارگردانان به روحانی: بگذارید پناهی به «کن» برود، پناهی: فیلم حکومتی نمی‌سازم ، هفتـه سی و شش بارداری | تغییرات مادر و جنین در هفتـه ۳۶ ، پناه بردن هواداران زیر سقف جایگاه‌ها ، بیوگرافی و عکس های پناه باقریان بازیگر .
برترین ها – ایمان عبدلی: «کاوه مدنی» مطمئنا چهره اول هفتـه اسـت و اصلا محیط زیست در تمام این‌ هفتـه‌ها و سال‌ها چهره اول ایران اسـت. درباره مدنی اظهار نظر دقیقی نشده، نمیشد در چنین فضای مبهمی درباره او نوشت، ان چه کـه واضح اسـت این‌ کـه تصمیمات زیست محیطی در …

برترین ها – ایمان عبدلی: «کاوه مدنی» مطمئنا چهره اول هفتـه اسـت و اصلا محیط زیست در تمام این‌ هفتـه‌ها و سال‌ها چهره اول ایران اسـت. درباره مدنی اظهار نظر دقیقی نشده، نمیشد در چنین فضای مبهمی درباره او نوشت، ان چه کـه واضح اسـت این‌ کـه تصمیمات زیست محیطی در کنار فرهنگ فقیر مردمی در زمینه محیط زیست، «ایران» را نیمه جان کرده اسـت.

جعفر پناهی یا (کارگردان هفتـه)

همـه چیز در مورد هفتـه

«سه رخ» جعفر پناهی در بخش مسابقه جشنواره کن پذیرفته شده و برای اولین بار دو فیلم ایرانی در این‌ رقابت معتبر با هم رقیب شده اند. طبعا اتفاق خجسته‌ای اسـت، اما می‌دانید کـه قرار نیست از هر اتفاق خجسته‌ای خوشحال شویم! چون ما اسـتعداد زیادی در نپذیرفتن شادی داریم! در این‌ مورد هم کاملا مشخص بود کـه کدام رسانه ها، چه حرف‌های خواهند زد. همان‌ها کـه هنر را دو شقه می‌کنند؛ هنر بی تعهد و هنر متعهد؟! اتفاقا همین‌ها کـه حالا با آثار امثال پناهی دچار شکل شده اسـت، خودشان شروع کننده همین مدل از ارائه کار هنری بوده اند. مگر می‌شـود به همین راحتی دهه ۶۰ را فراموش کرد، دهه‌ای کـه هنرش را همین منتقدان امروز پناهی ساختند؟ هر چه از سینمای ان دهه می‌بینیم مملو از شعار و ایدئولوژی و به اصطلاح پیام اسـت. مخملباف زاییده همان فضاسـت! حالا از کنج تعهد به کنج لیبرالیسم غلتیده و شاید فقط معدود آدم‌هایی مثل حاتمی کیا همچنان مشت گره کرده شان به سمت آسمان پرتاب می‌شـود.

این‌ شعار زدگی و این‌ سربارکردن خواسـته‌ها و ایده آل‌ها روی عرصه‌های هنری همـه اش هم محدود به سینما نیست و در همین تلویزیون و در همین روز‌ها هم با کلی برنامه‌هایی مواجهیم کـه دائما و تماما مضمون زده (نه محتوا) استند و فرم در ان‌ها اهمیتی ندارد. خب وقتی خواسـت نهاد‌های رسمی و ایدئولوگ از هنر بر اساس و مبنای مضمون تعریف می‌شـود و همیشه آثار هنری را پیام دار خواسـته، طبیعتا آثاری خلق خواهد شد کـه مضمون در ان اولویت دارد، غافل از این‌ کـه مضمون را کـه نمی‌شـود همیشه در جهت دلخواه هدایت کرد. مرادم این‌ اسـت کـه در همان بستری کـه خواسـت نهاد‌های رسمی اسـت افرادی مثل پناهی هم رشد می‌کنند کـه پیام می‌دهند، اما پیامی خلاف جهت، گاه این‌ پیام درست اسـت و تحمل نمی‌شـود و گا‌ها هم پیامی منحرف و خارج از مسیر اسـت.

جزییات مطلب هفتـه را میخوانید .

جعفر پناهی و امثال او را کاش فقط در عوالم هنر قضاوت می‌کردیم، او کار‌های آبرومندی مثل «بادکنک سفید»، «دایره» و حتی «آفساید» دارد، از ان طرف «تاکسی» را هم دارد کـه واجد ارزش خاصی نیست. این‌ تمام دنیای هنری پناهی اسـت. دیگران را هم کاش این‌ گونه ببینیم، وگرنه با ادامه چنین روندی می‌شـود کارگردانانی دیگر را هم به سمت مخملباف هل داد. می‌شـود فرهادی را اپوزیسیون کرد، اگر دائما روی مضمون کارهایش بمانیم و قضاوتش کنیم، اگر کـه با بی انصافی فرم مطلوب «درباره الی» را نادیده بگیریم و او را به سمت تمجید رسانه‌های خارجی سوق بدهیم، خب طبیعتا پس از چند کار درخشان مثل «چهارشنبه سوری» و «درباره الی» کار‌هایی معمولی‌تر مثل «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده» را خواهیم داشت کـه ما هم در ساختش دخیل بوده ایم؛ با قضاوت هایمان و با تنگ‌تر کردن فضای کار خلاقانه.

اطلاعات و توضیحات بیشتر درباره یک هفتـه و چند چهره؛ پناهیِ بی پناه و اسـتتار مرتضوی

مخلص کلام این‌ کـه تاکید روی پیام و مضمون و تزریق ان به هنر، قضاوت‌های دائمی و دسته بندی هنر به دو جریان متعهد و نا متعهد ور نامطلوبی دارد، ور نامطلوبش هم شامل کاسبان تعهد است، مثل ده نمکی و البته هدر شدگانی مثل پناهی و مخملباف کـه اگر درگیر مضمون نمی‌شدند شاید حال دیگری در جهان هنر داشتند، به هر حال همـه کـه کیارستمی نمی‌شوند؛ سال‌ها خودش را حفظ کرد و بار‌ها تحت فشار قرار گرفت، اما گذر زمان او را به تاریخ هنر این‌ مملکت ثابت کرد. «گذر زمان» و حافظه جمعی جایگاه هر هنرمند را نشان خواهد داد. هنر و هنرمند را بسپاریم به دست زمان، او (زمان) هنرشناس‌ترین اسـت.

هفتـه تکنولوژی هوش مصنوعی هوآوی همزمان با رونمایی از موبایل های جدید سری میت ۱۰ شروع شد

سعید مرتضوی یا (محکوم هفتـه)

سعید مرتضوی به خاطر ان چه در سال ۸۸ در کـهریزک گذشت، به دو سال حبس محکوم شده. او این‌ روز‌ها در حبس نیست و البته کـه کسی هم نمی‌داند کجاسـت! این‌ عدم آگاهی از وضعیت او تبدیل به یک ابهام دامنه دار شده، طوری کـه خیلی‌ها تن ندادن مرتضوی به حکم صادره از دادگاه را نوعی نافرمانی و بی عدالتی قضاوت می‌کنند، کما این‌ کـه پیش زمینه‌های کافی برای چنین ذهنیتی از سال‌ها پیش کاشته شده. مرتضوی همان کسی بود کـه به عنوان آمر داسـتانی کـهریزک می‌شناسیم. اتفاقی کـه آتش اعتراضات ۸۸ را به شدت تند کرد. کما این‌ کـه اگر روح الامینی نبود و پدر صاحب نفوذش پیگیر کار نمی‌شد، معلوم نیست دقیقا سرنوشت مرتضوی چه می‌شد؟… کارنامه مرتضوی البته محدود به داسـتانی کـهریزک نبود و در داسـتانی زهرا کاظمی هم یک دلخوری بین المللی ایجاد کرد، در واقع او سازنده یک خصم ملی و یک خصم بین المللی اسـت و البته به تنهایی خالق نگون بختی خیلی از اهالی رسانه هم است و اتفاقا همین بخش از داسـتان ان قدر واکنش‌ها را نسبت به او زیاد کرده اسـت.

توضیحات بیشتر در موردهفتـه

شاید ان روزنامه اصولگرایی کـه در همین روز‌ها یادداشتی حمایتی در وصف مرتضوی نوشت، صادقانه‌ترین قلم را داشته، نوشته بودند کـه این‌ اتفاق در همـه جای دنیا عادی اسـت! نوشته بودند کینه دارند از او، چه کسی اسـت کـه این‌‌ها را انکار کند؟ به هر حال مرتضوی باعث و بانی بسیاری از تنگنا‌های پیش بینی نشده و بیکاری‌های جبران ناپذیر بوده. او سازنده یک عدم امنیت چند ساله با پشتوانه دولتی اسـت کـه این‌ روز‌ها سردمدارش با اعتصاب غذای حمید بقایی از آزادی بیان، داد سخن می‌آورد! اتفاقا چقدر هم خوب اسـت این‌ قایم باشک بازی‌های مرتضوی، کـه یادمان می‌آورد ان چه از تریبون دولت بهاری‌ها به گوش می‌رسد فقط یک منفعت جریانی و حزبی اسـت و هیچ نفع عمومی و دیگر خواهی در ان مستتر نیست.

روزگاری نام مرتضوی لرزه بر اندام کلمات می‌انداخت؛ چقدر خود سانسوری‌ها از ترس او شد، چقدر نشد و هزینه ساخت… مگر این‌‌ها کم اسـت کـه برخی توقع دارند نام او سوژه نشـود، او با خیلی‌ها دچار چالش شده و حالا همان خیلی، فقط نامش را تکرار می‌کنند. این‌ کـه جرم نیست؟! اصلا تکرار می‌کنند کـه یاد این‌ سلبریتی‌های نورسیده بیاندازد کـه اگر امروز برای دلار و هر چیز دیگری کارشناس شده اند و می‌توانند حرف بزنند، از صدقه سر تغییر مسیری اسـت کـه در ان مرتضوی‌ها حذف شدند و افرادی منعطف‌تر بازگشتند. مسیری کـه حالا از راه خارج شده‌هایی مثل احمدی نژاد دارد، این‌ اتفاق خوبی اسـت برای کلیت نظام جمهوری اسلامی کـه اپوزیسیونش، چون‌هایی مثل دولت بهاری‌ها شده اند. مرتضوی چه در حبس باشد و چه این‌ گونه سوژه طنز و جدی رسانه‌ها شـود، نشانه خوبی اسـت؛ روزگار کمی سازگارتر شده، این‌ را از جایگاهی کـه برای آدم هایش تعیین کرده، متوجه می‌شویم. همـه اش کـه چهار میله و یک اتاقک نیست، همین قدر چرخش هم حرف‌ها دارد.

شما مطلب یک هفتـه و چند چهره؛ پناهیِ بی پناه و اسـتتار مرتضوی را می خوانید .

جواد خیابانی یا (گزارشگر هفتـه)

بعد از بازی پرسپولیس – نسف قارشی کـه خیابانی از میانه بازی گزارش بازی را بر عهده داشت، خواسـتم از شکل گزارش خیابانی بنویسم، منتهی از بیم جانبداری (پرسپولیس) نشد و حالا بعد از بازی اسـتقلال – الهلال راحت‌تر می‌شـود از گزارشگری نوشت کـه میل زیادی به کارش ندارد.

هفتـه

برای این‌ کـه درک کنید گزارشگری فوتبال چه تاثیر شگرفی دارد به نمونه‌های گزارشگری همین کشور‌های حوزه خلیج فارس نگاهی بیاندازید تا متوجه شویم از چه حرف می‌زنیم! احتمالا گزارش گزارشگر عرب زبان را روی موقعیت گلی کـه طارمی در یکی از بازی‌های الغرافه از دست داده را شنیده اید؛ فریاد‌ها و نوسانات صدای گزارشگر، فوتبال را تبدیل به سینما و یا اصلا تبدیل به زندگی می‌کند. همین روز‌ها هم یک کلیپ دیگر از این‌ جنس گزارش‌ها دست به دست شده؛ باز هم طارمی و این‌ بار خلاقیت گزارشگر عرب زبان کـه از عبارتی فارسی برای توصیف کار طارمی اسـتفاده می‌کند: «خیلی قشنگه»! نمونه‌ها زیاد اسـت؛ گزارشگر ایتالیایی گزارش بازگشت دراماتیک رُم در بازی با بارسا… ببینید و بشنوید کـه چگونه از صدا کاراکتر می‌سازند، صدا را دکوپاژ می‌کنند. می‌دانند کجا اوج بگیرند، کجا افت کنند و واژه هایشان را چگونه خرج کنند.

افسانه‌ای ماندگار به نام «جیپ»

این‌ جا، اما اوضاع فرق می‌کند، گزارشگری داریم کـه دائما در ژست حماسه سازی مانده. خودش را یک خیر نشان می‌دهد، انگار یک کشیش نشسته و بازی فوتبال را گزارش می‌کند. به دنبال خیریت همـه است و در واقع جلوه‌ای ریاکارانه از مهربانی دارد. ان قدر مکث‌های بی مورد دارد کـه گاهی کسالتش تا زمین چمن کشیده می‌شـود، گاف هایش هم کـه یکی دو تا نیست، گاف و اشتباه به کنار، بدتر این‌ کـه جانبدار اسـت و از توصیفات من در آوردی اسـتفاده می‌کند و پای مکتب خلق الساعه اش ایستادگی می‌کند. توپ به تیر دروازه اسـتقلال میخورد بر تیر دروازه درود می‌فرستد! هم موجب وهن زبان فارسی می‌شـود و هم یک نمک اضافه می‌ریزد، ان هم در موقعیتی کـه بیننده دچار هیجان اسـت، او را گوشه رینگ می‌بَرَد و هیجانش را می‌کُشد.

بی انگیزگی خیابانی مشهود اسـت ان قدر کـه حتی حوصله کنترل هیجانات رنگی اش را هم ندارد، وسط بازی پرسپولیس – نسف در مدح و ثنای اسـتقلال سخن پراکنی می‌کند (همزمان بازی اسـتقلال از شبکـه سه در حال پخش اسـت و به جز اطلاع ر. سانی درباره نتیجه بازی، بقیه توصیفات برای بیننده‌ای کـه بازی پرسپولیس را انتخاب کرده، اضافه خواهد بود) قطعا او زمان شناس نیست، ذهن ساده‌ای دارد. دائما به دنبال چفت کردن ده خودی با ده حریف اسـت! توصیفات ناسیونالیستی اش لوث و تکراری و مشمئز کننده شده و در تضاد با ان شمایل کشیش واری اسـت کـه در ابتدای متن آمد. در ضمن خیابانی حواس پرت هم است (ان جمله آخی ناراحت شدم را به یاد آورید)، همـه‌ی این‌‌ها یعنی این‌ کـه خیابانی شاید فقط به درد برخی بازی‌های ملی می‌خورد و باقی روز‌ها را چه بهتر کـه به تجارت بپردازد.

هواوی Nova ۳e از هفتـه آینده به بازار ایران می‌آید

خبرطلبان یا (جنگ زدگان هفتـه)

این‌ مطلب در مورد هفتـه می باشد .

پنجشنبه و جمعه هفتـه گذشته پیک خبری اتفاقات کشور سوریه بود. کانال‌های خبری، وب سایت‌ها و تلویزیون‌ها مردم را بمباران کردند پیش از ان کـه آمریکا بمبی به سمت کشور روسیه بزند. تحلیل وقایع کشور سوریه البته کار سنگین اسـت و بیشتر از هر چیز با گذر زمان واقعی‌تر می‌شـود. این‌ جنس وقایع مثل یک مسابقه فوتبال نیست کـه پس از پایان ان بشـود از تاکتیک دو تیم نوشت و تمام! باید روزگاری بگذرد و وقایع را عمیق‌تر و دقیق‌تر دید. اتفاقی کـه در ایرانِ پس از گسترش رسانه‌های اجتماعی نمی‌افتد. رسانه‌ها با نگاه کاسب کارانه با قید های، چون فوری، لحظه و به لحظه از اخبار درآمد زایی می‌کنند و مردم کـه با الزامات عصر جدید آشنا نیستد، طعمه می‌شوند. سطح پذیرش و اعتماد به اخبار در حدی بالا می‌رود کـه مثل هفتـه قبل درصد زیادی از مردم خودشان را نزدیک به یک جنگ تمام عیار می‌بینند، اتفاقی کـه شاید در مخیله ترامپ و پوتین نبوده، اما مردم ایران ان را تخیل می‌کنند.

اشتباه نشـود قصد تبلیغ بی تفاوتی و باری به هر جهت بودن شاخک‌های اجتماعی مردم را ندارم و نداریم، اما این‌ حد از آلودگی به ترفند‌های رسانه‌ای خودِ زندگی را از بین می‌برد. بنا به کدام قاعده و قانون این‌ همـه تشویش و اسـترس را به زندگی هامان را می‌دهیم؟ این‌ حجم از ساده سازی عرصه‌ای چند متغیره و ثقیل آسیب جدی به روح و روانمان می‌زند، ساده سازی وقایع و قطب بندی و جناح سازی ان‌ها را سهل می‌کنند در ظاهر سهل می‌کند، اما ان‌ها در عالم واقع سهل نیستند. کشور روسیه‌ی پوتین داعیه حفاظت از شرق دارد، مردم کشور روسیه (یا حداقل بخش زیادی از ان‌ها به پوتین علاقه دارند) کشور روسیه با چنین داعیه‌ای فعلا وارد هیچ جنگ مستقیمی با آمریکا نخواهد شد. از ان طرف ترامپ با چنین جنجال‌هایی احتمالا قصد حفظ سهم در منازعه کشور سوریه را دارد، وگرنه کـه حمله محدود به چند پایگاه خالی از سکنه البته کـه در معادلات جهانی مهم اسـت، اما انصافا خبر از یک جنگ فوری نمی‌دهد، کمی دقت به چینش و صف آرایی دو طرف شاید درک عمیق تری از داسـتان بدهد.

یک هفتـه و چند چهره؛ پناهیِ بی پناه و اسـتتار مرتضوی

این‌ کـه گمان کنیم، پوتین و ترامپ به خون هم تشنه اند و سطح منازعات بین المللی را در حد مباحثات کوچه و خیابان پایین بکشیم گمانی اسـت کـه ما را درگیر فضایی غلط می‌کند و البته کـه عمر هدر ده و زیان آور اسـت. حساسیت اجتماعی و نگاه به مسایل سیاسی داشتن یک امر مثبت برای هر شهروند اسـت، اما ساده سازی می‌تواند همین امر مثبت را تبدیل به امر منفی کند. به گروه‌های تلگرامی، صفحات این‌ستاگرامی و کامنت‌ها نگاهی بیاندازید تا ببینید چگونه موافقان و مخالفان بشار اسد، موافقان و مخالفان کردها، عاشقان ترامپ و نفرین کنندگان ترامپ (و یا پوتین) جبهه بندی کرده اند. والا کـه آب و خاک خاورمیانه در ذات اسـترس دارد به حد کافی، با ساده انگاری فروردین و بهار نارنج را مشوش نکنیم، شاید کـه زندگی رنگی‌تر شـود.

هفتـه

  • چهره های ایرانی
  • یک هفتـه و چند چهره؛ پناهیِ بی پناه و اسـتتار مرتضوی


  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *