خانه / فوتبال / مجاهد هنرمند دهه شصتی؛ شجاع و قاطع مقابل دشمن و صبور و مهربان در کنار دوستان به همراه توضیحات

مجاهد هنرمند دهه شصتی؛ شجاع و قاطع مقابل دشمن و صبور و مهربان در کنار دوستان به همراه توضیحات

مجاهد هنرمند دهه شصتی؛ شجاع و قاطع مقابل دشمن و صبور و مهربان در کنار دوستان ، دشمن با ۲۰۰ شبکـه مجازی شبانه روزی در حال بمباران تبلیغاتی علیه نظام هست/ دانشگاهیان را مقابل تهدیدات نرم دشمن واکسینه کنیم ، اگر سران کشورها و ملت‌هـای منطقه تصمیم قاطع بر مقاومت بگیرند، دشمن هیچ غلطی نمی‌تواند بکند ، برتری قاطع لوکوموتیو مقابل ذوب‌آهن در آمار ، آیت الله همدانی: مسلمانان مقابل دشمن متحد باشند ، نوری‌همدانی: مسلمانان مقابل دشمن متحد باشند .

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛  محله شان نزدیک میدان خراسان بود. همان جایی کـه خداحافظی جوانان با مادران را زیاد به خود دیده هست. از میدان شهدا کـه به سمت میدان خراسان کـه میروم، قدم به قدم نشانه‌هـایی از اعیاد شعبانیه؛ ولادت امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام سجاد (ع) رنگ و بوی دیگری را به این‌ محله‌ی …

مجاهد هنرمند دهه شصتی؛ شجاع و قاطع مقابل دشمن و صبور و مهربان در کنار دوستان

به گزارش 

گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛  محله شان نزدیک میدان خراسان بود. همان جایی کـه خداحافظی جوانان با مادران را زیاد به خود دیده هست. از میدان شهدا کـه به سمت میدان خراسان کـه میروم، قدم به قدم نشانه‌هـایی از اعیاد شعبانیه؛ ولادت امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام سجاد (ع) رنگ و بوی دیگری را به این‌ محله‌ی با صفا داده هست و حالا هم ولادت حضرت علی اکبر(ع). به یک کوچه بن بست می رسیم کـه از نامش می توان به راحتی فهمید کـه درست آمده‌ایم. 

همـه چیز در مورد تمام دشمن سنگ شجاع قاطع مقابل مورینیو ونگر

کوچه شهید ذوالفقاری. او یکسال قبل از پایان دفاع مقدس به دنیا آمد. خداحافظی مادران و فرزندان را در ان سال‌ها ندید اما خودش چند سال بعد چنین صحنه‌ای را در میدان خراسان رقم زد. فرزند سوم خانواده ذوالفقاری در ۱۳ بهمن ۶۷ متولد شد و در ۱۹ بهمن ۹۳ به شهادت رسید. 

روز ولادتش او مصادف شده بوده با شهادت امام هادی علیه السلام کـه نام خودش را هم با خود آورده بود. عاشق و دلداده امام هادی (علیه السلام) شد و در این‌ راه و در شهر امام هادی (علیه السلام) یعنی سامراء در دفاع از حریم و حرم امامین عسکریین به شهادت رسید.

از دوران تحصیل و جوانی شهید شروع کنیم؛ دوران تحصیل او چگـونه طی شد؟

جزییات مطلب تمام و دشمن و سنگ و شجاع و قاطع و مقابل و مورینیو و ونگر را میخوانید .

به گفته دوستانش در نجف، صبح بعد از نماز صبح، بر سر مزاری در وادی السلام کـه برای خودش خریده بود می رفت و در انجا قران و دعا می خواند و ان ها را برای شب اول قبر کـه می خواهند او را در قبر بگذارند، امانت می گذاشت.

اطلاعات و توضیحات بیشتر درباره مجاهد هنرمند دهه شصتی؛ شجاع و قاطع مقابل دشمن و صبور و مهربان در کنار دوستان
مادر شهید: محمدهادی در دبیرستان شهدا درس می خواند. درسش خوب بود. تا دیپلم ان جا درس خواند و بعد تصمیم گرفت کـه به حوزه حاج ابوالفتح برود. مدتی را در حوزه تهران درس خواند. بعد از مسافرت کربلا، گفت کـه می خواهد به نجف برود کـه هم فرصت بیشتری برای زیارت رفتن اهل بیت داشته باشد و هم ادامه تحصیل دهد و در حوزه هـای ان جا در جوار علی بن ابیطالب درس بخواند.

خواهر شهید: محمد هادی بار علمی حوزه‌هـای نجف را بهتر و بالاتر می دانست و می گفت: در نجف آدمها خیلی یکدست هستند. از نظر حجاب شرایط بهتری دارند و چشمم آلوده به نگاه بدحجاب و نامحرم نمی‌شود.
وقتی می خوهست برای ادامه تحصیل به نجف برود، از ان جایی کـه ما خیلی همدیگر را دوست داشتیم و رابطه عاطفی مان زیاد بود به ما گفت کـه به فرودگاه نیایید، چون من وقتی شما را ان جا ببینم برای رفتن سست می شوم و نمی توانم بروم. برای همین در فرودگاه لحظه ی آخری کـه می خوهست پروازش حرکت کند برای ما پیام فرستاد و خداحافظی کرد و برایمان نوشت کـه خیلی دوستتان دارم.

 چه طور شد کـه با حشد‌الشعبی عراق همراه شد؟ آیا حضورش در حوزه نجف باعث این‌ آشنایی شده بود؟

توضیحات بیشتر در موردتمام دشمن سنگ شجاع قاطع مقابل مورینیو ونگر
خواهر شهید:هادی خیلی فعال بود. کارهـای فرهنگی زیادی انجام می داد؛ از گرفتن عکس و ساختن کلیپ تا رفتن به مسافرتهـای جهادی. خیلی کم در خانه پیدایش می‌شد. بیشتر اوقات در هیئت و بسیج و مسجد بود. بعضی شب‌ ها در پایگاه می‌خوابید. ما هم چون می‌دانستیم جای بدی نمی‌ رود خیالمان راحت بود.
محمدهادی از همان بدو ورودش به نجف کارهـای فرهنگی کـه در تهران انجام می‌داد را انجا هم دنبال می‌کرد. برای بسیج مردمی عراق کـه همان حشدالشعبی باشد کارهـای فرهنگی انجام می‌داد. تابستانی کـه ماه رمضانش به تهران آمد بعد از چند روز به یزد رفت تا پارچه بخرد و سربند درست کند تا با خودش به نجف ببرد.
دوربینش همراهش بود و از همان حال و هوای نبرد و دفاع از حرم اهل بیت عکس و فیلم می‌گرفت. فرمانده‌اش برایمان تعریف می‌کرد کـه با اصرار خیلی زیادی خودش را وارد بسیج مردمی عراق کرد. به مناطق نبردی می‌رفت و عکس و فیلم می‌گرفت. خودش علاقه زیادی به کارهـای داوطلبانه داشت.

این‌کـه شهید اهل کار فرهنگی بود شاید تا حدی از نگرانی شما نسبت به مخاطرات نبرد با داعش کم می کرد؛ آیا اصلا حرفی از رفتن به کشور سوریه و مدافع حرم شدن چیزی گفته بود؟

شما مطلب مجاهد هنرمند دهه شصتی؛ شجاع و قاطع مقابل دشمن و صبور و مهربان در کنار دوستان را می خوانید .
مادر شهید: محمدهادی از زمانی کـه بحث داعش و نبرد در کشور سوریه پیش آمده بود، تمام فکر و ذهنش رفتن به کشور سوریه بود. می گفت بایـد به کشور سوریه بروم و از حرم اهل بیت رسول خدا دفاع کنم. چند بار هم برای رفتن اقدام کرده بود ولی به نتیجه نرسیده بود. چون نتوانست به کشور سوریه برود، در همان نجف مشغول دفاع از حرم ائمه شد.
در عراق وقتی از او پرسیده بودند کـه هدفش از شرکت در نبرد هـای عراق چیست، پاسخ داده بود؛ برای انتقام از سیلی حضرت زهرا!

محمدهادی علاقه ی خاصی به حضرت زهرا (سلام الله علیها)، امام حسین و امام علی (علیهماالسلام) داشت کـه بعد از مسافرت کربلا علاقه و وابستگی اش چندین برابر شد، به طوری کـه می گفت: نجف با داشتن مولا علی علیه السلام تصفیه کننده روح هست، گناهان را پاک می کند.

تمام دشمن سنگ شجاع قاطع مقابل مورینیو ونگر

وقتی کـه به عراق رفت، مرتب با هم از طریق تلفن در ارتباط بودیم. هر شب جمعه کـه با هم صحبت می کردیم، راهی کربلا بود.
وصیت کرده بود کـه روی سنگ لحدم نام یا زهرا (سلام الله علیها) حک شود کـه وقتی مرا در قبر می گذارند و سرم را بلند می کنم به جای “آخ” بگویم یا زهرا!

خواهر شهید: واقعا همین هست؛ ارتباطش با حضرت زهرا (سلام الله علیها) نسبت به دیگر اهل بیت متفاوت بود، به طوری کـه حتی نام حضرت هم می برد یا می شنید اشک در چشمانش حلقه می زد و گریه می کرد.
در بین فعالیت‌هـای فرهنگی‌اش کارهـای نظامی هم انجام می‌داد. خیلی در پاسگاه بسیج مردمی عراق فعال بود. همزمان با درسش در کارهـای زیادی شرکت می‌کرد.

حمله به خودروی نماین‌ده سبزوار مقابل مجلس

مادر شهید ذوالفقاری، توجه ویژه او به حق الناس و ارتباط عمیقش با اهل بیت علیهم السلام، انفاق ها خالصانه ی محمد هادی را رمز سعادتمندی او می داند و می گوید: محمد هادی انفاق هـای پنهانی داشت کـه تا قبل از شهادتش کسی از ان ها خبر نداشت.

تبیان: گاهی شاهدیم کـه نسل جدید در انتخاب الگوها دچار ضعف هستند؛ این‌کـه یک جوان دهه شصتی همچون شهید ذوالفقاری پا در چنین مسیری می‌گذارد نتیجه انتخاب درست الگوست. ارتباط محمدهادی ذوالفقاری  با شهدا چگـونه بود؟

این‌ مطلب در مورد تمام دشمن سنگ شجاع قاطع مقابل مورینیو ونگر می باشد .
خواهر شهید: هادی از همان اول هم خیلی شهدا را دوست داشت؛ حتی خیلی‌ جاها با کامپیوتر عکس خودش را کنار شهدایی مثل همت و ابراهیم هادی می‌گذاشت. چون به شهدا خیلی علاقه داشت در مسیرشان حرکت کرد. پوستر شهدا را درست می‌کرد و بر سر مزارشان می‌برد و همـه زندگـی‌اش شهدا شده بود.

از بین شهدا با شهید ابراهیم هادی ارتباط خاصی برقرار کرده بود. مرتب به بهشت زهرا می رفت و به نیت او ایستگاه هـای صلواتی راه می انداخت.

مجاهد هنرمند دهه شصتی؛ شجاع و قاطع مقابل دشمن و صبور و مهربان در کنار دوستان

در نوشتن کتاب شهید ابراهیم هادی خیلی همکاری کرد تا جایی کـه خواهر شهید ابراهیم هادی می گفت: آقا محمدهادی برای برادرم خیلی زحمت کشیده هست.

ارتباط با شهید ابراهیم هادی

تمام, دشمن, سنگ, شجاع, قاطع, مقابل, مورینیو, ونگر
تبیان: بارزترین ویژگی شخصیتی آقا محمدهادی چه بود؟
مادر شهید: خصلت خیلی بارز محمدهادی شجاعتش بود. در فتنه سال ۸۸ او شجاعتش را ثابت کرد. دوستانش می‌گفتند ان سال‌ها کـه با هادی بودیم ناگهان موتورش را بغل می‌زد و در دل اغتشاشگران می‌رفت. در شلوغی‌هـای سال ۸۸ هم کسی پاره آجر به سمتش پرتاب می‌کند کـه به گونه سمت چپش می‌خورد کـه بعد از نیم ساعت بیهوش می‌شود. دوستانش هادی را به بیمارستان می‌برند تا صورتش را پانسمان کند. بعد از ان هر زمان هادی می‌خندید گونه سمت چپش فرورفتگی داشت. او در دفاع از حق و گفتن ان از هیچ کسی نمی ترسید و شجاعانه حق را می گفت.

خیلی خوش اخلاق و خنده رو، صبور و مهربان بود. در زندگـی اش نظم و برنامه ریزی داشت. دفترچه ای داشت و کارهـای هر روزش از وقتی کـه چشم باز می کرد تا لحظه ای کـه شب بخواهد بخوابد برنامه هـایش را در ان با برنامه ریزی دقیق و ساعت گذاری می نوشت.

* و این‌ ارتباط با اعضای خانواده هم حفظ می شد؟ 

مادر شهید: حرف من را بر هر کاری ترجیح می داد و خوهسته هـایم را سریع اجابت می کرد. با خانواده خیلی مهربان و دلسوز بود.
خواهر شهید: محمدهادی یک ماه در سال، ماه مبارک رمضان را در تهران می ماند و هر شب برای ما خواهرها وقت می گذاشت و با هم به مسجد ارک می رفتیم. ما را هیچ وقت تنها نمی گذاشت و همیشه در مشکلات و پیشامدها برایمان مشکل گشا بود.

جهان در حال تحول هست، دنیا دیگر طبیعی نیست، الان دو جهاد در پیش داریم، اول جهاد نفس کـه واجب‌تر هست زیرا همـه چیز لحظه آخر معلوم می‌شود کـه اهل جهنم هستیم یا بهشت. حتی در جهاد با دشمن‌ها احتمال می‌رود کـه طرف کشته شود ولی شهید به حساب نیاید چون برای هوای نفس رفته جبهه و اگر برای هوای نفس رفته باشد یعنی برای شیطان رفته و در این‌ حال چه فرقی هست بین ما و دشمن! ان‌ها اهل شیطان هستند و ما هم شیطانی.

 “تربیت صحیح” مفهومی هست کـه خیلیی از اوقات مادران برای رسیدن به ان با مشکل رو به رو هستند و دغدغه ان را دارند. شما به عنوان مادر شهید، چه سبک و برنامه ای برای تربیت فرزندانتان اتخاذ کرده اید؟

من همان چیزهـایی کـه از مادرم یاد گرفته بودم را در زندگـی و تربیت فرزندانم اجرا کردم. به لقمه و حلال و حرام بودن ان خیلی دقت می کردم. در دوران بارداری ام هر چیزی را از هر کجایی نمی خوردم. اکثر مواقع با وضو بودم. با وضو به فرزندانم شیر می دادم. به نماز اول وقت اهمیت می دادم.
خدا را شکر ۵ فرزند خوب دارم و به گفته ی دیگران خیلی سالم، آرام و آبرومند هستند و خدا را از این‌ بابت شکرگزارم.

در زندگـی سعی کردم همیشه از خدا بترسم و خدا ترس بودن را هم خودم رعایت کنم و هم ان را به فرزندانم یاد دهم.
اگر خدا قبول کند در حد توانم با قران مأنوس بوده و هستم. مرتب قران را با معانی اش می خوانم تا ببینم خداوند از ما چه خوهسته تا اجرایش کنیم، چرا کـه قران و اسلام قانون خداوند هست، و بایـد اجرا شوند.

تبیان: شما به عنوان مادر شهید، برای فرزندتان چه آرزویی داشتید؟
من خودم با این‌کـه در روستا زندگـی می کردم و در زمان طاغوت هم بودیم، ولی با این‌ حال تا کلاس پنجم درس خواندم. خانواده و مخصوصاً پدرم به درس خواندن ما بچه ها خیلی اهمیت می داد. از همین رو این‌ توجه به درس برای منم خیلی مهم بود. همیشه برای محمدهادی دعا می کردم کـه ان شاء الله معلم جهانی شود. یعنی انقدر مراحل علم را طی کند کـه برای جهان یک نمونه و اسوه باشد.
خیلی ها به من الان می گویند کـه دعای شما کـه مادرش بودی به هستجابت رسیده و محمدهادی در مقام یکی از بالاترین معلم هـای جهانی قرار گرفت. می گویند: او در اخلاق، ولایتمداری، انفاق، اخلاص یکی از بهترین نمونه هـای معلمی برای جهان شده هست.

* همین عوامل هم باعث عاقبت بخیری او شد…

مادر شهید: توجه ویژه او به حق الناس و ارتباط عمیقش با اهل بیت (علیهم السلام)، انفاق هـای خالصانه ی محمدهادی دست او را گرفت و عاقبت به خیرش کرد. محمدهادی انفاق هـای پنهانی داشت کـه تا قبل از شهادتش کسی از ان ها خبر نداشت.

تجمع اعتراضی سپرده‌گذاران یک موسسه اعتباری دیگر در مقابل مجلس
خواهر شهید: عامل پیروزی و سعادت محمدهادی؛ در تربیت خانوادگی و نقش تربیتی مادر و همچنین وابستگی ها و کارهـایی کـه او در اوقات فراغتش انجام می داد بود.
هیچ وقت کارهـایش را بر دوش دیگران نمی انداخت و همـه کارهـایش را خودش انجام می داد.حتی لباس هـایش را نمی گذاشت کـه مادر بشوید و خودش می شست.

عاقبت بخیری

 الان کـه دیگر محمدهادی در کنار شما نیست، حضورش را در زندگـیتان احساس می کـنید؟

مادر شهید: خود خداوند در قران می فرماید: «وَلاَتَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ َتَا بَلْ أَحْيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون»؛ زنده بودنش را طبق این‌ آیه قران در تمام لحظات زندگـی حس کرده ام. گویا در همـه موقعیت ها و اتفاقات زندگـی با ما همراه هست، با ما زندگـی می کند، بیدار می شود غذا می خورد و خلاصه لحظه ای از ما جدا نمی شود. به قدری بودنش را در کنارم احساس می کنم کـه گاهی فراموش می کنم کـه شهید شده و شروع می کنم به حرف زدن با او، بعد از مدتی یادم می افتد کـه شهید شده هست.

 اگر الان مشخص شود کـه قاتل پسر شما چه کسی هست و ان را به شما معرفی کنند، شما او را می بخشید؟
اگر فقط پسر من بود و فقط او را از من گرفته بود، چون به خط و حرکت پسرم ایمان دارم بله او را می بخشیدم؛ اما فقط پسر من نبوده؛ او جنایت هـای بزرگی را به خیلی خانواده ها کرده هست. تنها پسر من را از من نگرفته، خانواده هـای زیادی را عزادار کرده، به ناموس کشورها دست درازی کرده هست.

 به نظر شما اگر آقا محمدهادی می ماند و در حوزه به درسش ادامه می داد و روحانی مفیدی می شد و از دین مردم محافظت می کرد بهتر و تأثیرگذارتر می بود یا این‌کـه راه دفاع از حریم اهل بیت را انتخاب کرد و رفت و شهید شد؟
مادر شهید: شاید خیلی از انسان ها و طلبه ها بتوانند درس بخوانند و در دنیا از دین مردم محافظت کنند اما هر کسی از جان خودش برای دفاع از کشور و ناموسش به این‌ راحتی و با این‌ شور و علاقه نمی گذرد. به نظر من برای محمدهادی حتماً دفاع از حرم بهتر بوده کـه رفته و به واقع امثال محمدهادی کم کاری انجام ندادند.

بزرگترین آرزوی آقا محمدهادی چه بود؟

خواهر شهید: بزرگترین آرزویش شهادت بود. هر کاری می کرد و یا هر نوشته ای کـه از او به جا مانده آخرش این‌ عبارت بود: با آرزوی شهادت .

مادر شهید: همیشه می گفت کـه می خواهم به کشور سوریه بروم تا انتقام سیلی حضرت زهرا (سلام الله علیها) را از این‌ دشمنان کـه از نسل همان دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) هستند بگیرم.

 چگـونه از شهادت آقا محمدهادی با خبر شدید؟

مادر شهید: سه‌شنبه بود. من به جلسه قران رفته بودم. در جلسه قران بودم کـه به من زنگ زدند. پرسیدند از هادی چه خبر؟ گفتم خبری ندارم. مگر برای هادی اتفاقی افتاده؟ چرا از حال هادی می پرسید؟

گفتند نه چیزی نیست اما نگفتند چه کاری دارند. بعد پرسیدند کـه خانه هستید؟ گفتم نه. گفتند کـه به خانه بروید کارتان داریم.
من سریع برگشتم. چند نفر از بچه هـای مسجد آمدند و گفتند هادی مجروح شده هست.

من اول حرفشان را باور کردم؛ گفتم حضرت ابوالفضل(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) کمک می‌کنند، عیبی ندارد. اما رفته رفته حرف عوض شد. بعد از دو سه ساعت، همسایه‌ها آمدند و وقتی گفتند کـه شهادت محمدهادی مبارک، من ان جا متوجه شدم کـه هادی شهید شده هست.

روز قبل از شهادتش هم با ما تماس گرفت و خوهست کـه منزل یکی از دوستانش برویم کـه با ما تماس عکسی داشته باشد و همدیگر را ببینیم اما نمی دانم چه سرّی بود کـه وقتی به ان جا رفتیم هر کاری کردیم تماس عکسی برقرار نشد و نتوانستیم همدیگر را ببینیم و تنها توانستم صدایش را بشنوم.

شهادت

دهستانی دفن شدن آقا محمدهادی در وادی السلام نجف چه بوده هست؟
مادر شهید: محمدهادی وقتی در نجف بود، برای خودش در وادی السلام قبری نزدیک حرم امام علی (علیه السلام)، تقریبا روبروی قبر آقای قاضی می خرد و هر روز بعد از نماز صبح سر ان قبر می رفته و برای شب اول قبرش نماز و قران و زیارت عاشورا می خواند.

وصیت هم کرده بود کـه اگر شد مرا به مشهد ببرند و طواف دهند و نیز در نجف و سامرا و کربلا و کاظمین طواف بدهند و در وادی‌السلام دفن کنند.

گفته بود دوست دارم نزدیک امام باشد و تمام مستحبات انجام شود. در داخل و دور قبر من سیاهی بزنند و دستمال گریه مشکی و غیره مثل تربت بگذارند.

داخل قبر من مثل حسینیه شود و اگر شد جایی کـه سرم می‌خورد به سنگ لحد، یک نام حضرت زهرا(سلام الله علیها) بگذارند کـه اگر سرم خورد به ان سنگ آخ نگویم و بگویم یا زهرا(سلام الله علیها).

بالای سر من روضه و سینه‌زنی بگیرند و موقع دفن من پرچم بالای قبرم قرار بگیرد و در زیر پرچم من را دفن کـنید.
زیاد یا حسین(علیه السلام) بگویید و برای من مجلس عزا نگیرید، چون من به چیزی کـه می‌خوهستم رسیدم. برای امام حسین(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) مجلس بگیرید و گریه کـنید.

(من را) رو به قبله صحیح دفن کـنید، چون قبله در نجف اختلاف دارد. روی سنگ قبرم نام من را نزنید و بنویسید کـه این‌جا قبر یک آدم گناه کار هست. یعنی العبد الحقیر المذنب و یا مثل این‌. پیراهن مشکی هم بگذارید داخل قبر.
تمام خوهسته هـایش کـه در ابتدا شاید سخت به نظر می رسیدند ولی جور شد.

 و در آخر ان وصیتنامه پربارش؛  در وصیت نامه اش گفته بود؟

وصیت من به طلاب این‌ هست کـه اگر برای رضای خدا درس می‌خوانند و هدف دارند، بخوانند. اگر این‌طور نیست نخوانند. چون می‌شود کار شیطانی. بعد شهریه امام را هم می‌گیرند؛ دیگر حرام درحرام می‌شود و مسئولیت دارد.اگر می‌توانند درس بخوانند( وادامه بدهند) البته همـه‌اش درس نیست، عبودیت هم هست بایـد مقداری از وقت خود را صرف عبادت کنند چون طلبه‌ای باتقوا کم داریم اول تزکیه نفس بعد درس.

سلفی پرسپولیسی‌ها پس از پیروزی مقابل پیکان /عکس

برای مردم ایران و عراق هم وصیت داشت. گفته بود:
وصیتم به مردم ایران و در بعضی از قسمت‌ها برای مردم عراق این‌ هست کـه من الان حدود سه سال هست کـه خارج از کشور زندگـی‌ می‌کنم، مشکلات خارج کشور بیشتر از داخل کشور هست، قدر کشورمان را بدانند و پشت سر ولی فقیه باشند.
با بصیرت باشند چون همین ولی فقیه هست کـه باعث شده ایران از مشکلات بیرون بیاید. از خواهران می‌خواهم کـه حجابشان را مثل حجاب حضرت زهرا(سلام الله علیها) رعایت بکنند، نه مثل حجاب‌هـای امروز، چون این‌ حجاب‌ها بوی حضرت زهرا(سلام الله علیها) نمی‌دهد. غیر حرف امام خامنه ای حرف کس دیگری را گوش ندهند.

جهان در حال تحول هست، دنیا دیگر طبیعی نیست، الان دو جهاد در پیش داریم، اول جهاد نفس کـه واجب‌تر هست زیرا همـه چیز لحظه آخر معلوم می‌شود کـه اهل جهنم هستیم یا بهشت.

حتی در جهاد با دشمنان احتمال می‌رود کـه طرف کشته شود ولی شهید به حساب نیاید چون برای هوای نفس رفته جبهه و اگر برای هوای نفس رفته باشد یعنی برای شیطان رفته و در این‌ حال چه فرقی هست بین ما و دشمن! ان‌ها اهل شیطان هستند و ما هم شیطانی.

می‌خواهم کـه مردم عراق از ناموس و وطن خودشان و مخصوصاً حرم‌ها دفاع کنند و اجازه به این‌ ظالمان ندهند و مردم عراق مخصوصاً طلّاب نجف در این‌ جهاد شرکت کنند، چون دیدم کـه مدافع هست لکن کم هست، بایـد زیاد شود.

برای طلبه ها هم وصیت نوشته بود:
وصیت من به طلاب این‌ هست کـه اگر برای رضای خدا درس می‌خوانند و هدف دارند، بخوانند. اگر این‌طور نیست نخوانند. چون می‌شود کار شیطانی. بعد شهریه امام را هم می‌گیرند؛ دیگر حرام در حرام می‌شود و مسئولیت دارد.

مادر شهید: خودش هم از حوزه هیچ شهریه ای دریافت نمی کرد.
ادامه وصیت شهید: اگر می‌توانند درس بخوانند(و ادامه بدهند) البته همـه‌اش درس نیست، عبودیت هم هست بایـد مقداری از وقت خود را صرف عبادت کنند چون طلبه‌ای باتقوا کم داریم اول تزکیه نفس، بعد درس.
ای داد از عَلَم شیطانی. دنیا رنگ گناه دارد، دیگر نمی‌توانم زنده بمانم. ان شاءالله امام حسین(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) و امام رضا(علیه السلام) در قبرم می‌آیند… والسلام
العبد الحقیر و المذنب الضعیف محمدهادی ذوالفقاری …

منبع: تبیان

انتهـای پیام/

گفت‌وگو با مادر شهید “محمد هادی ذوالفقاری”

منابع
سایت خبرگزاری جوان

گردآوری توسط توسط مجله سرگرمی خبری
پارس پرتو

لیگ قهرمانان آسیا|السد با پیروزی قاطع مقابل نسف، صدر جدول را

به گزارش خبرگزاری تسنیم، تیم‌هـای السد قطر و نسف قارشی ازبکستان در چارچوب دیداری از هفته چهارم از مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا و در گروه C رقابت‌ها از ساعت ۱۸:۴۵ امروز (سه‌شنبه) در ورزشگاه جنام بن حمد دوحه به مصاف هم رفتند کـه در پایان این‌ بازی السد با نتیجه ۴ بر صفر به پیروزی رسید.در این‌ بازی ژاوی هرناندز (۳)، عبدالکریم حسن (۱۵)، بغداد بونجاح (۴۳) و یوغرطه حمرون (۷۱) برای السد گلزنی کردند. مرتضی پورعلی‌گنجی، مدافع السد کـه به دلیل مصدومیت مدتی از ترکیب این‌ تیم دور هست، در این‌ دیدار هم در میدان حضور نداشت.السد با پیروزی در این‌ دیدار ۹ امتیازی شد و به دلیل عملکرد بهتر در بازی مستقیم صدر جدول گروه C را از پرسپولیس گرفت. نسف قارشی هم کـه در دیدار رفت السد را شکست داده بود، در این‌ گروه شش امتیازی باقی ماند. پرسپولیس در گروه C لیگ قهرمانان با ۹ …
اگر سران کشورها و ملت‌هـای منطقه تصمیم قاطع بر مقاومت بگیرند،

به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر امروز (پنج‌شنبه) در دیدار وزیر اوقاف و جمعی از علمای کشور سوریه با اشاره به حمایت جمهوری اسلامی از کشور سوریه در خط مقدم مبارزه با دشمنان اسلام، پیروزی را از انِ ملت‌هـای مؤمن و مجاهد خواندند و با تأکید بر لزوم پافشاری بر مشترکات اسلامی، گفتند: امیدواریم همگی ان روزی را ببینیم کـه شما در قدس نماز جماعت می‌خوانید.
حضرت آیت الله خامنه‌ای با تجلیل از آقای بشار اسد رئیس‌جمهور کشور سوریه، افزودند: کشور سوریه امروز در خط مقدم قرار دارد، بنابراین‌ وظیفه ما حمایت از ایستادگی کشور سوریه هست، البته آقای بشار اسد در چهره یک مبارز بزرگ ظاهر شد و بدون تردید و با ثبات ایستاد کـه این‌ برای یک ملت خیلی مهم هست.
ایشان ذلت برخی ملت‌ها را ناشی از ذلت رهبرانشان دانستند و با تأکید بر این‌کـه دشمن در مقابل ملت عزتمندی کـه رهبران ان با افتخار …
نوری‌همدانی: مسلمانان مقابل دشمن متحد باشند


خبرگزاری مهر: آیت‌الله العظمی حسین نوری‌همدانی ظهر یکشنبه در دیدار مجموعه نماین‌دگی ولی‌فقیه در سپاه پاسداران کـه در دفتر این‌ مرجع تقلید برگزار شد، با اشاره به جایگاه مبعث اظهار کرد: از ابتدای دنیا تا کنون هیچ رخدادی همانند مبعث به‌وجود نیامده هست و کتابی نیز مانند قران نازل نشده هست.
وی در ادامه به بیان تشریح واژه تحدی در قران کریم و اثبات رسالت و نبوت پیامبر(ص) پرداخت و افزود: براساس آیات قران کریم اگر انس و جن باهم جمع شوند نمی‌توانند کتابی را مانند قران بیاورند.
هستاد سطوح عالی حوزه با بیان این‌کـه تفسیرالمیزان از نظر جامعیت بی‌نظیر هست، خاطرنشان کرد: هیچ کتابی مانند تفسیرالمیزان همـه را پوشش نداده هست و بایـد با این‌ کتاب کـه تحدی‌هـای زیادی را برای قران کریم بیان کرده هست، بیشتر آشنا شویم.
وی ادامه داد: هر قدر بیشتر با قران آشنا و مأنوس شویم، در …

سنگ تمام سرالکس و مورینیو برای ونگر

ورزش سه: بعد از ۲۲ سال حضور روی نیمکت توپچی ها، امروز آرسن ونگر برای آخرین بار در قامت هدایت آرسنال به اولدترافورد مسافرت کرده و تیمش را برابر منچستریونایتد رهبری می کند.ونگر پیش از شروع این‌ مسابقه مورد تجلیل قرار گرفت و هدیه ای از سوی سر الکس فرگوسن، سرمربی سابق و نامدار شیاطین سرخ به وی اهدا شد و این‌ ۲ سرمربی پرافتخار در کنار هم عکس گرفتند.همچنین مورینیو نیز به هستقبال ونگر رفته و با وی به خوش و بش پرداخت و سرمربی فرانسوس توپچی ها از سوی هواداران حاضر در اولدترافورد نیز مورد تشویق قرار گرفت تا آخرین مسافرت او خاطره انگیز باشد.ونگر کـه در دوران هدایت آرسنال بارها با فرگوسن و مورینیو درگیری لفظی پیدا کرده بود، امروز لحظاتی بدون تنش را کنار انها سپری کرد.
 

 

 

منابع
سایت …

  • فوتبال
  • مجاهد هنرمند دهه شصتی؛ شجاع و قاطع مقابل دشمن و صبور و مهربان در کنار دوستان


  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *