خانه / وب‌گردی / غزل شمـاره ۳ حافظ: اگر آن‌ ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به همراه توضیحات

غزل شمـاره ۳ حافظ: اگر آن‌ ترک شیرازی به دست آرد دل ما را به همراه توضیحات

غزل شمـاره ۳ حافظ: اگر آن‌ ترک شیرازی به دست آرد دل ما را ، غزل شمـاره ۵ حافظ: دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را ، غزل شمـاره ۲ حافظ: صلاح کار کجا و من خراب کجا ، غزل شمـاره ۴ حافظ: صبا به لطف بگو آن‌ غزال رعنا را ، غزل شمـاره ۱ حافظ: الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها ، آرامگاه حافظ در شیراز | آرامگاه حافظ عشق و عرفان .

اگر آن‌ ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
 
بده ساقی می باقی که‌ در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
 
فغان کایـن لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که‌ ترکان خوان یغما را
 
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال …

غزل شمـاره ۳ حافظ: اگر آن‌ ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

فال حافظ - اگر آن‌ ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
اگر آن‌ ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
 
بده ساقی می باقی که‌ در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را
 
فغان کایـن لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که‌ ترکان خوان یغما را
 
ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
 
من از آن‌ حسن روزافزون که‌ یوسف داشت دانستم
که‌ عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را
 
اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم
جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را
 
نصیحت گوش کن جانا که‌ از جان دوست‌تر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
 
حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که‌ کس نگشود و نگشاید به حکمت ایـن معما را
 
غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که‌ بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را
 
〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰

 

تعبیر فال حافظ شمـا

زندگـی را بر خود سخت نگیر و با آسودگی خاطر آن‌ را پیش ببر، به نعمت‌هایی که‌ خداوند در اختیار تو قرار داده راضی و خوشنود باش و در زندگـی خود هیچگاه حریص و طمع‌کار نباش زیرا حرص و آز سرانجامی جز رسوایی و بدنامی ندارد. از مشورت با بزرگان و آدمها با تجربه غافل نباش و از کمک آن‌ان بهره بگیر. به قول و وعده‌ای که‌ دادی عمل کن. کار ناتمامت را نیمه کاره رها مکن و از تمام کردن آن‌ هراسی نداشته باش.
به کاری یا کسی دل خود را مشغول کرده‌اید و حاضرید در راه بدست آوردنش جان عزیز را هم قربانی کنید. هدف خوبی دارید، آن‌ را پیگیری کنید. هرچه در ایـن راه رنج ببرید، ارزش دارد.
 
〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰
 
شاهد فال:
غزل شمـاره ۴ – صبا به لطف بگو آن‌ غزال رعنا را
 
 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰
 

معنی بیت به بیت غزل شمـاره سه حافظ

 

بیت اول:

اگر آن‌ ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

اگر دلبر زیبای شیرازی از ما دلجویی کند و مهربانی نماید، دو شهر بزرگ سمرقند و بخارا را بر خال مشکینش نثار می‌کنم.
ترکان شیراز زیبا رو بودند و به همین دلیل حافظ معشوق را به آن‌ان تشبیه کرده است. حافظ مفتون زیبارویان ترک اعم از شیرازی و غیرشیرازی است. در غزل ما مطلع «آن‌ ترک پری چهره که‌ دوش از بر ما رفت» می‌گوید:«آن‌ ترک پریچهره که‌ دوش از بر ما رفت / آیا چه خطا دید که‌ از راه خطا رفت» و یا در غزل با مطلع «چه مستیست ندانم که‌ رو به ما آورد» بیت:«به تنگ چشمی آن‌ ترک لشگری نازم / که‌ حمله بر من درویش یک قبا آورد» را می‌آورد.
خال هندو: چون هندی‌ها خال سیاه داشتند، ایـن عبارت به کار رفته است و «هندو» به‌طور کلی گاه به جای واژه سیاه از هر چیزی بکار می‌رود.
ایـنکه‌ به خال هندو می‌بخشد و نه به خود او، به دلیل مبالغه در احترام بوده است، یعنی ارزش معشوق خیلی بالاتر از ایـن‌هاست و ایـن همه یک پیشکش کوچک است.
سمرقند و بخارا دو شهر مجاور هـستند که‌ در آن‌ زمان بزرگ‌ترین شهرهای سغد بودند. اولی مرکز سیاسی و دومی مرکز دینی به شمـار می‌رفت.
 
✦✦✦✦
 

بیت دوم:

بده ساقی می باقی که‌ در جنت نخواهی یافت
کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا را

ای ساقی باده‌ی بازمانده در شیشه را به من بده چرا که‌ حتی در بهشت نیز مانند آب رکن آباد و گلگشت مصلا را پیدا نمی‌کنی.
برخی از اهل ادب گمان می‌کنند «می باقی» یعنی می بقابخش و جاودانگی‌آور؛ در حالی‌که‌ اگر باقی صفت از فعل بقا بود بایـد به شکل «مُبقی» به کار می‌رفت ولی می‌بینیم که‌ چنین نیست و همان معنای «باقیمانده‌ی می» برای آن‌ مناسب است.
آب رکن آباد نهری معروف در نزدیکی شیراز که‌ احداث آن‌ را به رکن الدوله دیلمی در سال ۳۳۸ هجری نسبت داده‌اند.
آب رکن‌آباد یا رکناباد نهر معروفی در شیراز و از محل‌های مورد علاقه حافظ است که‌ در غزلیات دیگر به عنوان مثال «ز رکن‌آباد ما صد لوحش الله / که‌ عمر خضر می‌بخشد زلالش» در غزل با مطلع «خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش» نیز اشاراتی به آن‌ دارد.
گلگشت به معنای جای پر از گل و سبزه است و گلگشت مصلا تفرجگاهی در شیراز است. محل دفن حافظ نیز در همین گلگشت است.
 
✦✦✦✦
بیت سوم:

فغان کایـن لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب
چنان بردند صبر از دل که‌ ترکان خوان یغما را

فریاد که‌ ایـن زیبایان سرودگوی، دلیر در دلبری، شیرین‌حرکات و غوغاگر در شهر، صبر و شکیبایی را از دل‌ها ربودند؛ همان‌گونه که‌ترکان در مهمانی پادشاه ترکستان دست به تاراج و یغمای اسباب خوان می‌زدند.
لولی را علامه دهخدا همان «کولی» معنا کرده است. حافظ با بیت «دلم رمیده لولی وشی‌ست شورانگیز / دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز» در غزل با مطلع «دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز» از لولیان یاد می‌کند.
خرمشاهی خوان یغما را کنایه از سفره کریمان می‌داند که‌ می‌گسترانند و همه مردم را بر آن‌ دعوت می‌کنند. خطیب رهبر در شرح «چنان که‌ ترکان خوان یغما را بردند» می‌نویسد: در یکی از قبایل ترک رسم بوده است که‌ در ضیافت پادشاه پس از تناول غذا، میهمانان اجازه داشتند که‌ اسباب زرینه و سیمینه خوان (سفره) را به یغما ببرند.
 
✦✦✦✦

بیت چهارم:

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

حسن جانان که‌ در کمال است، از عشق‌ورزی ناقص و توصیف نارسای ما بی‌نیاز است. چنان که‌ چهره دلفریب را احتیاجی به اسباب آرایش نیست و خود به خود زیبا است.
 
✦✦✦✦

بیت پنجم:

من از آن‌ حسن روزافزون که‌ یوسف داشت دانستم
که‌ عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

چون زیبایی یوسف برخلاف دیگر صاحبان جمال هرروز در افزایش بود، یقین کردم که‌ زلیخا نمی‌تواند در برابر حسن یوسف پرهیز و خودداری کند و رازش از پرده بیرون خواهد افتاد.
هرچه حسن بیشتر باشد، شیفتگی و بی‌قراری عاشق افزون‌تر است.
 
✦✦✦✦
بیت ششم:

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم
جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را

چه ناسزا گویی و چه لعنت فرستی، من برای تو دعای خیر می‌کنم. جواب تلخ بر لب شکرین شیرین (تو)، زیبا و زیبنده است.
دوست داشتن دشنام و نفرین معشوق از سنت شاعران قدیم ایران است و ایـن از شدت عشق است.
 
✦✦✦✦
[pb]20[/pb]

نصیحت گوش کن جانا که‌ از جان دوست‌تر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

ای عزیز من، پند و اندرز را در زندگـی به کار بگیر چرا که‌ جوانان خوشبخت پند و نصیحت شخص آگاه را از جان خود نیز بیشتر دوست دارند و آن‌ را با جان و دل می‌شنوند.
 
✦✦✦✦
بیت هشتم:

حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو
که‌ کس نگشود و نگشاید به حکمت ایـن معما را

از مطرب و شراب سخن بگو و راز روزگاران را هرگز جستجو مکن؛ چراکه‌ تاکنون کسی با حکمت و دانش از ایـن سخن پوشیده پرده برنداشته است و در آینده نیز کسی نمی‌تواند ایـن راز را بفهمد.
 
✦✦✦✦
بیت نهم:

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که‌ بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

ای حافظ، ترانه عاشقی سرودی و مروارید سورخ کردی و به رشته کشیدی. بیا به شادی بخوان که‌ فلک گردنبند پروین را به صله نثار سخن منظوم تو می‌کند.
دُر سفتن در حقیقت سوراخ کردن مروارید و به رشته کشیدن است و در ایـنجا کنایه از سخن نیک سرودن است.
عِقد ثریا اضافه تشبیهی است چون شکل ثریا یا همان پروین با هفت ستاره روشن خود به عِقد یا گردنبند تشبیه شده است.
گوهر افشاندن و نثار دُر و گوهر در شعر حافظ از جمله «گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد / عقل و جان گوهر هـستی به نثار افشانند» در غزل با مطلع «در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند» تکرار می‌شود.
همه چیز در مورد ترک تمدن حافظ دست دل شیرازی غرب نابود

در مطلبی که‌ خواندید، تعبیر فال حافظ با بهره گرفتن از شرح جلالی و معنی ابیات با کمک دیوان حافظ شرح پزشک خلیل خطیب رهبر و حافظ‌نامه بهاءالدین خرمشاهی نوشته شده بود. چنانچه علاقه‌مند هـستید مطالب بیشتری درباره نحوه صحیح فال حافظ گرفتن، روش تعبیر و تفسیر صحیح فال حافظ، تاریخچه فال حافظ، شاهد فال و… بدانید، مطالعه مطلب زیر را از دست ندهید:
فال حافظ با معنی و تفسیر کامل غزلیات

منابع
سایت ستاره

جزییات مطلب ترک و تمدن و حافظ و دست و دل و شیرازی و غرب و نابود را میخوانید .

گردآوری توسط توسط مجله سرگرمی خبری
پارس پرتو

اطلاعات و توضیحات بیشتر درباره غزل شمـاره ۳ حافظ: اگر آن‌ ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
دست خالی صهیونیست‌ها در ترور سید حسن نصرالله

وقتی دل امیرحسین قنامی برای دست زیر ساطور سیروس مقدم می سوزد


 امیرحسین قنامی یکی از نویسندگان “پایتخت” با انتشار پستی در صفحه ایـنستاگرام خود، به برعهده گرفتن حذفیات سریال توسط سیروس مقدم واکنش نشان داد.امیرحسین قنامی: دلم برای شمـا مرد شریف می سوزدامیرحسین قنامی با انتشار پستی در ایـنستاگرام خود چنین نوشت:دلم برای شمـا مرد شریف می سوزد كه چنان دستتان زیر ساطورشان است كه مجبورید تمام حذفیات و تقصیراتشان را خود به گردن بگیرید.در ادامه پست منتشر شده در صفحه ایـنستاگرام امیرحسین قنامی را مشاهده می نمایید:واکنش امیرحسین قنامی به صحبت های سیروس مقدمگردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغseemorgh.com/cultureمنبع: صفحه شخصی امیرحسین قنامی

غزل شمـاره ۵ حافظ: دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که‌ راز پنهان خواهد شد آشکارا
 
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که‌ بازبینم دیدار آشنا را
 
ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمـار یارا
 
در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل
هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا
 
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را
 
آسایش دو گیتی تفسیر ایـن دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
 
در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را
 
آن‌ تلخ وش که‌ صوفی ام الخبائثش خواند
اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
 
هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کایـن کیمیای هـستی قارون کند گدا را
 
سرکش مشو که‌ چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که‌ در کف او موم است سنگ خارا
 
آیینه سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
 
خوبان (ترکان) پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
 
حافظ به خود نپوشید …

رضا رشیدپور آن‌تن «حالا خورشید» را ترک کرد

برگزیده معروف ترین اشعار عاشقانه ، زیبا و کوتاه خواجه حافظ ش

برگزیده معروف ترین اشعار عاشقانه ، زیبا و کوتاه خواجه حافظ شیرازی

زیباترین شعر کوتاه حافظ
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آن‌چه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو داستانها داشتیم
شیوه چشمت فریب نبرد داشت
ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم

گلچین اشعار حافظ
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که‌ خطاست
سخن شناس نه‌ای جان من خطا ایـن جاست…
در انـــدرون مــــن خستـــه دل نـــدانــــم کــیســت
کــــه مـــن خموشـــم و او در فغــان و در غوغاست…

شعرهای شاد و ناب حافظ
صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را
سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا
“شعر حافظ“

اشعار زیبا و ناب حافظ شیراز
ای پادشه خــــوبان داد از غــم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که‌ بازآیی
دایـــم گـــل ایـن بستان شـــاداب …

زلزله‌ای که‌ تمدن قرون وسطایی غرب را نابود کرد

به گزارش گروه وبگردی باشگاه  خبرنگاران جوان؛ زلزله‌ای به قدرت ده ریشتر پدیده ویرانگری است که‌ به جان هر تمدنی بیافتد آن‌ را با خاک یکسان می‌کند. زلزله‌ای به ایـن عظمت، مقاوم‌ترین شهرها را عاری از هر پیش‌ساخته و بنای مجللی خواهد کرد. همان بناها و ساختمان‌هایی که‌ تا پیش از آن‌ مردم زندگـی خود را بر آن‌ استوار کرده بودند. مردم پس از چنین زلزله‌ای خود را فقیرترینِ انسان‌ها می‌بینند؛ چرا که‌ هرآن‌چه تا کنون ساخته و خود را متکی بر آن‌ می‌دیدند از دست خواهند داد.
رنسانس زلزله‌ای که‌ تمدن قرون وسطایی غرب را نابود کردرنسانس همان زلزله ای بود که‌ تمدن قرون وسطایی غرب را نابود کرد و انسان غربی با وضعیتی مواجه شد که‌ هرآن‌چه تا کنون عقاید و اعتقاداتش را بر آن‌ بنا کرده؛ فروریخت. انسان غربی بناهای مجللی را که‌ تا پیش از آن‌ زندگـی خود را با آن‌ تطبیق می‌داد، ویران دید. بنای …

  • وب‌گردی
  • غزل شمـاره ۳ حافظ: اگر آن‌ ترک شیرازی به دست آرد دل ما را


  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *