خانه / وب‌گردی / «پناهی» از کدام سینمای مستقل سخن می‌گوید؟+ جزییات

«پناهی» از کدام سینمای مستقل سخن می‌گوید؟+ جزییات

«پناهی» از کدام سینمای مستقل سخن می‌گوید؟ ، کانون کارگردانان به روحانی: بگذارید پناهی به «کن» برود، پناهی: فیلم حکومتی نمی‌سازم ، وقتی کی‌روش حقیقت را نمی‌گوید و باید عذرخواهی کند/ سرمربی تیم ملی دروغ می‌گوید یا همکارانش؟ + عکس ، میلیاردرهای سینمای ایران را بشناسید ، برترین فیلم های سینمای جنگ جهانی دوم از نگاه زومجی ، صدرعاملی: شرایط حضور پناهی در کن را فراهم کنید .
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ جعفر پناهی در یادداشتی که دیروز منتشر کرد نوشته است:
«امسال برای نخستین‌بار در تاریخ سینمای ایران دو فیلم از دو فیلمساز ایرانی در بخش مسابقه اصلی کن حضور خواهد داشت. این حضور، خود به خود بیانگر آن است که سینمای ایران زنده و پویا است. مسلماً این امر به مذاق کسانی که …

مستقل وابستهبه گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ جعفر پناهی در یادداشتی که دیروز منتشر کرد نوشته است:

«امسال برای نخستین‌بار در تاریخ سینمای ایران دو فیلم از دو فیلمساز ایرانی در بخش مسابقه اصلی کن حضور خواهد داشت. این حضور، خود به خود بیانگر آن است که سینمای ایران زنده و پویا است. مسلماً این امر به مذاق کسانی که می‌خواستند مرگ سینمای مستقلِ ایران را با هر حیله و تهدید جشن بگیرند و یا با سوق دادن سینما به سمتِ سینمای حکومتی، سینمای مستقل را ریشه کن کنند، خوش نخواهد آمد.»

همه چیز در مورد سخن سینما کدام

پناهی اما از کدام «سینمای مستقل» سخن می‌گوید؟ سینمای خودش و فرهادی که همراه او در کن حضور دارد؟ یا کلیت سینمای روشنفکری ایران؟ آیا واقعاً سینمای روشنفکری ایران از ابتدا تا امروز همان‌گونه که پناهی ادعا می‌کند مستقل و قائم به خود بوده است؟

آیا هیچ‌گاه وابستگی مالی به نهادی دولتی نداشته است و با پشتوانه مردمی به پیش رفته است؟ پناهی البته پاسخ این سؤال را خود به خوبی می‌داند، اما او هم مانند اسلاف خود روی کم‌هوشی و عدم حافظه تاریخی مخاطبش حساب ویژه‌ای باز کرده است و در کمال وابستگی لاف استقلال می‌زند.

جزییات مطلب سخن و سینما و کدام را میخوانید .

این را شاید بتوان یادگاری نامید که از همان آغاز جریان سینمای روشنفکری در ایران با ابراهیم گلستان در دهه ۴۰ از او در سینمای ایران بر جای ماند و تا امروز ادامه یافت. ابراهیم گلستان، پدر معنوی جریان روشنفکری -که با گرفتن نخستین جایزه بین‌المللی برای فیلم سفارشی «یک آتش» از جشنواره ونیز جریان سینمای جشنواره‌ای را هم در ایران آغاز کرد- نیز از مستندهای سفارشی شرکت نفت ارتزاق می‌کرد و درواقع نخستین فیلمساز «تماماً نفتی» تاریخ ایران بود.

اطلاعات و توضیحات بیشتر درباره «پناهی» از کدام سینمای مستقل سخن می‌گوید؟

او حتی نخستین اکران خصوصی فیلم‌های داستانی‌اش را هم در دربار برگزار می‌کرد اما با این‌همه پز استقلال می‌داد و «اسرار گنج دره جنی» را به عنوان روزمه خود علیه حکومت و سند استقلالش به‌حساب آورد. نسل بعد از گلستان نیز همین مسیر را رفتند.

کسانی مانند عباس کیارستمی که پناهی نیز سینما را با دستیاری او آغاز کرد اساساً بدون حمایت‌های نهاد کاملاً حکومتی «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» امکان ورود به سینما را پیدا نمی‌کردند و در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب نیز بدون کمک نهادهای دولتی مانند بنیاد فارابی امکان ادامه حیات نداشتند.

به معنای دیگر استادان و عقبه جریان امروز مدعی «سینمای مستقل» در نکته‌ای قابل تأمل هم به حکومت پیش از انقلاب «کاملاً وابسته» بودند و هم به حکومت پس از آن و این در تاریخ هنر جهان شاید اتفاقی بی‌سابقه باشد! نکته جالب دیگر اینکه مدیران دهه شصت که سه دهه قبل با حمایت‌های کاملاً دولتی از جریان روشنفکری باعث قدرت گرفتن جریانی شدند که امروز مدعی «سینمای مستقل» است، خود نیز با ادعای مبارزه سیاسی- فرهنگی علیه حکومت و ساخت فیلم «مستقل» و منتقدانه «جُنگ اطهر» در مؤسسه کاملاً مستقل «آیت‌فیلم» در سال‌های پیش از انقلاب، پست‌های مدیریتی پس از انقلاب را تصاحب کردند اما هیچ‌گاه نگفتند که مدیرشان «خلیل گنجور» خود یک ساواکی بوده است.

توضیحات بیشتر در موردسخن سینما کدام

به هر ترتیب اما «جریان مستقل روشنفکری» به همین شکل به مسیر ادامه داد و شاگردان نسل کیارستمی هم «کاملاً مستقل» پا به سینما گذاشتند و کار خود را آغاز کردند. جعفر پناهی به عنوان مدعی‌ترین چهره این جریان ابتدا در دانشکده صداوسیما درس خواند و پس از فارغ‌التحصیلی به‌صورت کاملاً مستقل کارمند صداوسیما شد و به مرکز بندرعباس رفت و آنجا دو فیلم کوتاه ساخت که در جشنواره مستقل و معتبر «تولیدات مراکز استان‌های صداوسیما» برنده جایزه شدند. پناهی پس از این «نخستین فیلم مستقل»اش «بادکنک سفید» را با فیلمنامه استادش کیارستمی و با «حمایت شبکه دو صداوسیما» ساخت و در جشنواره مستقل، غیرسفارشی و غیرحکومتی فیلم فجر در سال ۱۳۷۳ برنده سیمرغ بلورین «برترین فیلم اول» شد.

خداحافظی بازیگر معروف از سینما + عکس | هومن سیدی از دنیای بازیگری خداحافظی می کند؟

پناهی پنج سال بعد فیلم مستقل و مهم دیگرش «دایره» را با همکاری «کامبوزیا پرتوی» این‌بار بدون وابستگی به پول‌های دولتی ایران و با وابستگی به پول‌های دولتی اروپا با بودجه‌ای از ایتالیا ساخت و توانست جایزه اصلی جشنواره ونیز ایتالیا را نیز کسب کند، اما به دلیل تصویرش از ایران حتی معاونت سینمایی دولت اصلاحات نیز حاضر به نمایش آن در ایران نشد.

شما مطلب «پناهی» از کدام سینمای مستقل سخن می‌گوید؟ را می خوانید .

کامبوزیا پرتوی، همکار پناهی در نگارش «دایره» نیز نه‌تنها بعدها به رفیق گرمابه و گلستان او تبدیل شد و در دوران محکومیت به‌صورت مشترک فیلم‌های زیرزمینی ساختند، بلکه خود او هم به یکی از «مستقل»ترین فیلمسازان ایرانی در جریان سینمای مستقل ادعایی جعفر پناهی تبدیل گشت.

او دو سال بعد «ایستگاه متروک» را برای علیرضا رییسیان نوشت که یک کپی دست‌چندم از آثار کیارستمی بود و با بودجه‌ای از «فرانسه» ساخته شد و در برخی جشنواره‌های اروپایی دیده شد. پرتوی چند سال بعد «کافه ترانزیت» را نوشت و این‌بار با پولی که بازهم از «فرانسه» رسیده بود خودش هم فیلم را کارگردانی کرد.

سخن سینما کدام

اما مستقل‌ترین، غیرحکومتی‌ترین و غیرسفارشی‌ترین فیلمنامه پرتوی ۱۰سال بعد از کافه ترانزیت رقم خورد، زمانی‌که او فیلمنامه فیلم «محمد (ص)» مجید مجیدی را نوشت و درسال‌های پس از آن هم با هر فیلمنامه ضعیف سیمرغ جشنواره غیرحکومتی و مستقل فجر را هم به خانه برد. در همین دورانی که پرتوی مشغول نگارش فیلمنامه فیلم مستقل «محمد (ص)» بود اما دوست قدیمی‌ش جعفر پناهی با فعالیت سیاسی و دریافت حکم قضایی تبدیل شد به نماد مخالفت و مبارزه با جمهوری اسلامی در میان هنرمندان. او ظاهراً به دلیل اقدام علیه امنیت ملی ایران به زندان رفته، ممنوع‌الکار و ممنوع‌الخروج شده بود.

اصلاً به همین دلیل در اکثر محافل هنری روشنفکری دنیا تکریمش می‌کردند، برایش یادبود می‌گرفتند، کرسی و صندلی ویژه می‌گذاشتند و …اما درست در همین زمان پناهی به عنوان مستقل‌ترین سینماگر ایران همچنان مشغول دریافت حقوق ثابت ماهانه از رسانه ملی بود، بی‌آنکه اعتراضی داشته باشد. اما در همین دوران چندین ساله که پناهی و باقی روشنفکران در حال اعتلای سینمای مستقل با پول نهادهای دولتی مانند بنیاد سینمایی فارابی، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و حتی حوزه هنری و … یا «فاند» (کمک هزینه) وزارت خارجه کشورهای اروپایی و سرمایه سفارتخانه‌های آنها بودند چهره‌های جهانی دیگری نیز در این جریان رشد کردند.

تحولات جدید سینمای ایران

فیلمسازانی مانند آقای اصغر فرهادی که پناهی در یادداشت روز گذشته‌اش از او نیز به عنوان یکی از چهره‌های اصلی سینمای مستقل ایران در کنار خود یاد کرده است. فرهادی هم اما مسیر سینمای مستقل و غیرحکومتی‌اش را با کار برای تلویزیون و با نویسندگی مجموعه‌های تلویزیونی «ماه مهربان»، «پزشکان»، «روزگار جوانی» و «یادداشت‌های کودکی» و همچنین نویسندگی و کارگردانی مجموعه‌های «ساختمان فرج و فرخ»، «چشم به راه»، «داستان یک شهر» و بعدها با نویسندگی بدون ذکر نام چند مجموعه طنز از جمله «خانه به دوش» برای صدا و سیما آغاز کرد.

او بعدها نخستین اسکارش را برای «جدایی نادر از سیمین» گرفت که علاوه بر بودجه بانک پاسارگاد از کمک مالی «انجمن فیلم آمریکا» هم استفاده کرده بود و نخستین فیلم ایرانی بود که به‌صورت گسترده در محافل آمریکایی دیده می‌شد.

این مطلب در مورد سخن سینما کدام می باشد .

فرهادی دومین اسکارش را هم با «فروشنده»ای گرفت که به‌صورت کاملاً مستقل و با کمک مالی خواهر امیر قطر ساخته شد و همچنین نخستین فیلم خارجی فرهادی یعنی «گذشته» نیز به‌صورت کاملاً مستقل با کمک مالی نهاد کاملاً غیردولتی اتحادیه اروپا!

برای «تلاش برای ترویج فرهنگ اروپایی» ساخته شد. به این ترتیب شاید بتوان مدعی شد که جریان روشنفکر ایران که تلاش دارد با به ابتذال کشاندن معانی، به خود عنوان «سینمای مستقل» دهد، تنها جریان فرهنگی در دنیاست که همزمان وابسته و در حال تغذیه از چند منبع مالی متناقض و علیه هم است. یعنی در حالی‌که در وابستگی کامل به حکومت پیش از انقلاب ایران قرار داشت، پس از تغییر حکومت و آمدن حکومتی در خلاف جهت پیشین باز هم همان میزان وابستگی مالی و معنوی به سیستم را حفظ کرد و حالا نیز در عین حالی که در حال تغذیه از تمامی نهادهای دولتی و حکومتی ایران است از نهادهای کاملاً دولتی غرب مانند وزارت خارجه و سفارت‌های کشورهای اروپایی و اخیراً عربی نیز سرویس‌های مالی و غیرمالی دریافت می‌کند و در تمام این سال‌ها حتی یک روز نتوانسته بدون وابستگی و با پشتوانه مردمی واقعی به حیات ادامه دهد.

«پناهی» از کدام سینمای مستقل سخن می‌گوید؟

برای دریافتن عمق وابستگی این جریان به بودجه‌های خارجی و تأثیر محتوایی آنها بر این آثار دقت کنید که حتی آقای ناصر تقوایی هم سال‌ها قبل پس از ساخت آخرین فیلمش؛ «کاغذ بی‌خط» در ابتدای دهه هشتاد در مصاحبه‌ای با لحنی منتقدانه گفته بود: «سرمایه اغلب فیلم‌های فرهنگی ما، توسط خارجی‌ها تأمین می‌شود.

این ضایعه بزرگی است برای سینمای ایران چون باورها و چیزهای دیگری به فیلم‌سازان ما تزریق می‌شود.» (به روایت ناصر تقوایی، گفت‌وگوی آقای احمد طالبی نژاد و ناصر تقوایی) و برای دریافتن عمق وابستگی به بودجه نهادهای دولتی داخلی دقت کنید که تنها چند فیلم حاشیه‌دار و توقیفی و مسأله‌ساز توسط روشنفکران و با بودجه نهادهایی مانند صداوسیما، حوزه هنری، شهرداری، فارابی، مرکز گسترش و … در سال‌های گذشته ساخته شده است. جالب است جریانی که مهمترین فیلم سیاسی توقیف‌شده چند سال اخیرش؛ «اشغال‌های دوست‌داشتنی» هم با بودجه کاملاً دولتی بنیاد سینمای فارابی ساخته شده به خود می‌گوید «جریان سینمای مستقل»!

سخن, سینما, کدام

منبع: روزنامه صبح نو

بیشترین فروش در پایتخت متعلق به کدام خانه‌ها است؟+ نمودار

انتهای پیام/

نگاهی به یادداشت جعفر پناهی درباره سینمای مستقل ایران

«به وقت شام» را در کدام سینماها ببینید؟

خبرگزاری ایسنا: این فیلم در سینماهای کورش، آزادی، مگامال، گالری ملت، چارسو، باغ کتاب، پردیس شهرک، پردیس اطلس، زندگی، اریکه ایرانیان، جوان، ماندانا، تیراژه، سپیده، سمرقند، ارگ، سروش، پیروزی، راگا، شکوفه ، فلسطین، کیان، بهمن، شاهد، فرودسی و… به نمایش درمی‌آید. «به وقت شام» قصه دو خلبان ایرانی را روایت می‌کند که قصد دارند مردم را از محاصره داعش خارج کنند اما با سقوط هواپیما آن‌ها به سرنوشتی عجیب دچار می‌شوند. جدیدترین اثرابراهیم حاتمی کیا به سه زبان انگلیسی،عربی و فارسی به تولید رسیده است. هادی حجازی‌فر و بابک حمیدیان بازیگران اصلی این فیلم استند و به همراه آنها،جمعی از بازیگران مطرح سوری و لبنانی نیز درفیلم ایفای نقش می‌کنند. این فیلم سینمایی به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و تهیه‌کنندگی محمد خزاعی، جدیدترین محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است که در سی و ششمین جشنواره فیلم …
تفاهم غیرمستقیم اردوغان با دمشق/ پوتین از کدام خط قرمز به صه


به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ «هیچ کس نمی تواند جلوی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای حمله نظامی به سوریه را بگیرد، اما در عین حال آمریکا نمی‌تواند سرنوشت قطعی این جنگ را از پیش روشن کند.» این عبارتی است که ابراهیم امین سردبیر روزنامه الاخبار لبنان مقاله خود را با آن آغاز کرده و می‌نویسد که تحولات سیاسی منطقه با تجاوز آمریکا و اروپا به سوریه با ابهام بیشتری همراه خواهد شد. آمریکا دیگر نمی‌تواند مانند نقاط دیگر جهان هرگونه که می خواهد در منطقه خاورمیانه رفتار کند. تصمیم سازان موسسات آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند که باید برخی قواعد را به رئیس جمهور دیوانه آمریکا گوشزد کنند. برای اینکه دشمنان آمریکا در منطقه خاورمیانه مانند موارد دیگر نیستند که آمریکا پیش از این با آن مواجه بوده است.
تصمیم به آغاز تجاوز قطعی است؛ اما نحوه این اقدام و لیست اهداف مورد نظر با محدودیت‌های متعددی …
«سیاه‌گوش» واقعی کدام است: لینکس یا کاراکال؟!


به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ برای پی بردن به چرایی حال و روز ناخوش حیات وحش کشورمان و گونه‌های در معرض خظر انقراض آن همین بس که بدانیم برخی مسئولان نام دو گونه جانوری را به اشتباه تغییر داده‌اند!  هرچند نام سیاه‌گوش، به عنوان یکی از گربه‌سانان بومی کشورمان به گوش‌ها کاملا آشناست، اما عموما نه تنها توسط رسانه‌ها بلکه از سوی فعالان و کارشناسان حیات وحش و حتی مسئولان محیط زیست هم به اشتباه مورد استفاده قرار می‌گیرد. به گونه‌ای که به ویژه طی سال‌های گذشته تصویری که با شنیدن نام سیاه‌گوش به ذهنمان خطور می‌کند، گربه‌سانی است با پوستی نقش‌دار شبیه پلنگ و دمی بسیار کوتاه که به زبان انگلیسی لینکس (Lynx) نامیده می‌شود.

اما با جست‌وجوی نام سیاه‌گوش در دائره‌المعارف‌ها، با صاحبی دیگر برای این نام آشنا می‌شویم. صاحبی که از لحاظ ظاهری بیشتر برازنده نام سیاه‌گوش است. گربه‌سانی با پوستی بدون نقش و ساده و گوش‌هایی …

  • وب‌گردی
  • «پناهی» از کدام سینمای مستقل سخن می‌گوید؟


  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *